تبليغاتX
عقاب سياه بر قله متال

عقاب سياه بر قله متال

متال در خون من است............. من يك آريايي هستم.

رامشتاين و هوي متال آلماني_3

اینم معنی(TEXT) آهنگه SONNE که واقعا قشنگه.درسته به زبون ما زیاد ردیف نشده.
همون کلیپی که تو معدنه و هفت کوتوله و سفید برفی رو درست کردند

die Sonne
(خورشيد/ تراک سوم آلبوم مادر Mutter / 2001)

رامشتاين

...Eins, zwei, drei, vier, fünf, sechs, sieben, acht, neun, aus
يک، دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت، نه، از...
//
Alle warten auf das Licht
همگي منتظر نور


fürchtet euch fürchtet euch nicht
ميترسيد؟ نه نترسيد!


die Sonne scheint mir aus den Augen
درخشش خورشيد خارج از چشمان من است...


sie wird heut Nacht nicht untergehen
امشب [ديگر] خورشيد غروب نخواهد کرد


und die Welt zählt laut bis zehn
تا آنگاه که زمين [با صداي بلند] تا "ده" بشمرد
//
Eins
Hier kommt die Sonne
يک:
خورشيد ميآيد


Zwei
Hier kommt die Sonne
دو:
خورشيد ميآيد


Drei
Sie ist der hellste Stern von allen
سه:
او درخشانترين ستاره است؛


Vier
Hier kommt die Sonne
چهار:
[پس او ميآيد] خورشيد خواهد آمد...


//
Die Sonne scheint mir aus den Händen
خورشيد خارج از دستانم ميدرخشد


kann verbrennen, kann euch blenden
مينواند بسوزاند، کورت کند


wenn sie aus den Fäusten bricht
[و] وقتي از دستانم پر ميکشد،


legt sich heiß auf das Gesicht
با صورت داغش به زمين ميافتد


sie wird heut Nacht nicht untergehen
امشب [ديگر] خورشيد غروب نخواهد کرد
und die Welt zählt laut bis zehn
تا آنگاه که زمين [با صداي بلند] تا "ده" بشمرد
//
Eins
Hier kommt die Sonne
يک:
خورشيد ميآيد


Zwei
Hier kommt die Sonne
دو:
خورشيد ميآيد


Drei
Sie ist der hellste Stern von allen
سه:
او درخشانترين ستاره است؛


Vier
Hier kommt die Sonne
چهار:
[پس او ميآيد] خورشيد خواهد آمد...


Fünf
Hier kommt die Sonne
پنج:
خورشيد ميآيد


Sechs
Hier kommt die Sonne
شش:
خورشيد ميآيد


Sieben
Sie ist der hellste Stern von allen
هفت:
[مگر او درخشانترين ستاره نيست؟]


Acht, neun
Hier kommt die Sonne
هشت و نه:
[پس او ميآيد] خورشيد خواهد آمد...


//
Die Sonne scheint mir aus den Händen
خورشيد خارج از دستانم ميدرخشد


kann verbrennen, kann dich blenden
ميتواند بسوزاند، کورت کند...


wenn sie aus den Fäusten bricht
وقتي از دستانم پر ميکشد،


legt sich heiß auf dein Gesicht
با صورت داغش به زمين ميافتد


legt sich schmerzend auf die Brust
با سينه دردآلودش به زمين ميافتد


das Gleichgewicht wird zum Verlust
تعادل به هم خواهد خورد!


lässt dich hart zu Boden gehen
ميگذارد که به زمين بيفتي،


und die Welt zählt laut bis zehn
و زمين تا "ده" ميشمرد...
aus
از...

پوستر رامشتاين

اين كليپ روحيات خاصي داره حتما اونو ببينيد.

+ نوشته شده در  84/07/23ساعت   توسط MAMAD_RAMMSTEIN  | 

رامشتاين و هوي متال آلماني_2

رامشتاين از ديد من

به هر حال در موسيقي تجاري امروز يک قانون وجود دارد، امريکايي باش؛ يا اگر انگليسي هستي به امريکا مهاجرت کن... حد اقل انگليسي بخوان! ، بنا براين براي يک گروه آلماني و آلماني زبان و آنهم در سبک HeavyMetal قاعدتا نبايد اميدي به جهاني شدن وجود داشته باشد؛ حال آنکه رامشتاين ثابت کرد که ميتواند در سراسر جهان سبک خود را معرفي کند، تور هاي امريکا، استراليا، روسيه و ژاپن و هرينه هاي و قرارداد هاي سنگين با تلوزيونها، وحتي اجراي OST (آهنگ فيلم) دلايلي بر ورود رامشتاين بر عرصه موسيقي تجاري جهان است.

همه شما شبکه هاي تلوزيوني موسيقي که بزرگترين آنها MTV است را مانند VIVA، Rock Show، V و غيره را ديده ايد، بسياري اينطور فکر ميکنند که مثلا وقتي يک گروه معروف امريکايي مانند متاليکا قرارداد پخش کليپ I Disappeared را با Rock Show بست، صد ها هزار دلار پول دريافت کرد. حال آنکه دقيقا برعکس اين قضيه وجود دارد. در موسيقي تجاري قواعد بسيار جالبي وجود دارد؛که دو نوع کلي دارد: اول "مکانيسم کشف استعداد" تهيه کنندگان براي يافتن کساني که آينده اي در موسيقي دارد، که در اين روش خواننده يا گروه موسيقي بعنوان يک ستاره پولساز مطرح ميشود و به شدت سوژه تبليغاتي ميگردد،تماتمي هزينه هاي تمرينات، صدابرداري و توليد و توزيع را تهيه کنندگان از ابتدا تقبل ميکنند. خود گروه يا خواننده بدون مشغله هاي فکري و مالي تنها به کار خود مي پردازد اما هميشه از کمترين اختيار برخوردار است.

رامشتاين خوش تيپ

Brittney Spears، J-Lo و ... را ميتوان جزو اين گروه به حساب آورد. خوب حتي Satriani، Moore، Hendrix و Elvis تيز به نوعي اينگونه اند زيرا در ابتدا آنها به جنبه تجاري موسيقي اهميت نميدادند، اما از سوي تهيه کنندگان جذب شدند. دومين راه، که بسيار نيز سخت و پر پيچ و خم است و موفقيت در آن شانس بسيار ناچيزي دارد، توليد اولين نمونه کار و راه اندازي گروه موسيقي تنها با تکيه بر خود گروه ميباشد. بارزترين مثال، گروه LinkinPark است. چطور جواناني نسبتا کم سن و سال توانستند با حداقل امکانات، در حالي که وارد مافياي "کشف استعداد ها" ي تهيه کنندگان نشدند، خود را ظرف تنها چند سال جايگاه خود را بعنوان يکي از پرطرفدارترين گروههاي راک جهان تثبيت کنند؟ البته نبايد عدم موفقيت ده ها هزار گروه موسيقي را که در سراسر جهان وجود دارند را نيز ناديده گرفت. برگ برنده LinkinPark سبک نوي آنهاست که نشاندهنده خلاقيت آنها در استفاده از پيش پا افتاده ترين امکانات توليد نيمه حرفه اي و حتي خانگي ( کامپيوتر و سيستم ضبط ديجيتال) در ابتداي تشکيل گروه بود. پس از توليد چند Demo که سالها وقت LP جوان را گرفت، شرکت Warner کليه هزينه هاي توزيع را بعهده گرفت. توجه کنيد: توزيع، نه توليد. اين نوعي شراکت است و نه استخدام. يکي از مهمترين راههاي تبليغ، پخش کليپ از شبکه هاي تلوزيوني است، بد نيست گفته شود که ساخت يک کليپ متوسط، حداقل صد هزار تا نيم ميليون دلار هزينه دارد، و قراردادهاي پخش نيز گاه به چندين براير اين مقدار ميرسد. آيا ميتوان از LP توقع داشت که با پول تو جيبي اعزايش با MTV قرارداد ببندد؟ البته که نه. Warner اينگونه هزينه ها را تقبل کرده، به اضافه تکثير و توزيع و اجراي تور و کنسرت. آنگاه بر طبق قرارداد عوايد را با LP تقسيم ميکند.Metallica، SOAD، Evanescence هم تا حدودي معروفيتشان را با سختي بسيار بدست آوردند. تا به امروز گروهي بوجود نيامده که کلا و کاملا مستقل باشد. تجارت موسيقي جهاني، قواعد خود را دارد

رامشتاين با استيلي ديگر

اما اوضاع براي رامشتاين فرق داشت و همه چيز به ضرر آنها بود. يک راه اين بود که انگليسي بخوانند، آنهم درباره جنگ و محيط زيست و عشق و ... ، هنر آهنگسازي را مد نظر قرار دهند و شايد هم به امريکا بروند. اما اين روش را مدتها پيش بسياري (مانند Modern Talking و Scorpions ) رفته بودند. از اين گذشته جمعي که رپچارد به راه انداخته بود اينگونه معني خود را از دست ميداد. اما شايد همين ميتوانست برگ برنده اي باشد. خود من، يکي از مهمترين دلايل اينکه طرفدار رامشتاين هستم، اينست که از انگليسي خسته شده ام. نظر سنجي Jeremy Williams نيز مويد همين نکته بود که بسياري مثل من فکر ميکنند. رامشتاين در رده بندي موسيقي تجاري جزو گروه دوم است.

نظر شما درباره اين گروه چيست؟

+ نوشته شده در  84/07/22ساعت   توسط MAMAD_RAMMSTEIN  | 

رامشتاين و هوي متال آلماني

اين مطلب در باره رامشتاين گروه مورد علاقه من هست كه خيلي دوسش دارم و با هاش حال ميكنم ....تقريبا ده سال پيش، در يک پايگاه هوايي آلماني به نام Ramstein ، حادثه بسيار بدي اتفاق ميفتد. به هيچ وجه مهم نيست که اصولا اين اتفاق چه بوده و به چه کسي ربط داشته، ولي نام رامشتان، (با کمي تغيير: اضافه کردن يک m ديگر) الهام بخش "ريچارد" براي نامگذاري گروه موسيقي اش ميشود...

و Rammstein بوجود مي آيد...

رامشتاين

خيلي ها رامشتاين را يک گروه متال-تکنو مينامند، اما به نظر من آنها را بايد به خاطر سبک جدا منحصر به فردشان در ژانر متال، که نوعي امضاي نامريي آلماني دارد، ستود. بوي نم آهن زنگ زده و چرخ دنده هاي کهنه که در بسياره از آهنگها به مشام ميرسد، نوعي حس ماشينيزم و تکنولوژيک را القا ميکنند. (البته از نوع تکنولوژي صنايع سنگين، نه مانند آهنگهاي LinkinPark که مرا به ياد صفر و يک و صداي مودم ميندازند!)

موسيقي آلماني:
آلمان، براي خيلي ها بيشتر يادآور نازيسم و جنگ جهاني است تا موسيقي. خود من همين چند ماه پيش در
جايي خواندم که بتهون آلماني است! اما چرا اينطور به نظر ميرسد که آلمان در موسيقي تجاري مشکل دارد؟ اگر از من که در موسيقي يک فرد کاملا عادي و عامي هستم، نام چند خواننده آلماني را ببرم، احتمالا تنها مادرن تاکينگ (انگليسي زبان) و الکس را که به طور جهاني مطرح هستند نام خواهم برد. شايد به طور مثال NightWish فنلاندي را نيز اشتباها آلماني فرض کنم.

درباره گروه:

نام: Rammstein
بمعني Ramming Stone در انگليسي، آنرا مي توان به دو گونه تعبير کرد: سنگ نابود کننده يا نابود کننده سنگ...
ژانر: Rhythm-Based Metal/Heavy-Metal/Instrumental
زبان و مليت: Deutsch (آلماني)

Till Lindemann

خواننده و لايريک

متولد چهارم ژانويه 1963

Richard Kruspe-Bernstein

گيتار ريتم و لايريک، بوجود آورنده رامشتاين

متولد بيست و چهارم جون  1967

Christian "Flake" Lorenz

کيبورد

متولد ششم نوامبر 1966

Paul Landers

گيتار ريتم و ليد

متولد نهم دسامبر 1964

Oliver Riedel

باس

متولد يازدهم آپريل 1971

Christoph "Doom" Schneider

درامز

متولد يازدهم مي 1966

رامشتاين، هيچ وقت شما را نا اميد نخواهد کرد، زود قضاوت نکنيد...

قسمت بعدي هم مطلبي از رامشتاين است.

+ نوشته شده در  84/07/22ساعت   توسط MAMAD_RAMMSTEIN  |